تبلیغات
ماه تی تی (سایت محمدعلی صنیعی) - نوحه های دهه اول محرم
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

نوحه امام حسین(ع)

روزی که درب عشق از خانه ای شکست
ساقی به روی خاک پیمانه ای شکست
زآن لحظه حرمت جانانه ای شکست
تا کربلا دل دردانه ای شکست
آواره گشته و دور از وطن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین


سرهای قدسیان بر حلقه عزا
چشمان عرشیان خونین شد ای خدا
در قلب عاشقان شد خیمه ها به پا
آوای کاروان هر دم زند صلا
هر کس ندا کند ارباب من حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین


گل بوته های یاس رنگین کمان شده
رنگ بنفشه ها چون ارغوان شده
آرامش و قرار از باغبان شده
آوای لاله ها چون الامان شده
هر غنچه وا شود گوید سخن حسین

ای عشق عالمین – ارباب من حسین


روزی به کوچه ای دستان بسته ای
در پشت در گل پهلو شکسته ای
روزی دگر تن در خون نشسته ای
با ضربه ستور از هم گسسته ای
گردیده اینچنین خونین بدن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین


ما هرچه می کشیم از ضرب کینه است
آغاز بی کسی کوی مدینه است
از آتش در و از سوز سینه است
گویا که اجرت آن بی قرینه است
اینگونه شد که شد غرق محن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین


اینگونه رسم عشق گردیده قائمه
یثرب به ابتدا در طف به خاتمه
گاهی بنفشه گون گه چون شفق همه
آید بدین جهت از کوچه فاطمه
گوید به قتلگاه ای بی کفن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین

نوحه امام حسین(ع)
روزی که درب عشق از خانه ای شکست
ساقی به روی خاک پیمانه ای شکست
زآن لحظه حرمت جانانه ای شکست
تا کربلا دل دردانه ای شکست
آواره گشته و دور از وطن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین

سرهای قدسیان بر حلقه عزا
چشمان عرشیان خونین شد ای خدا
در قلب عاشقان شد خیمه ها به پا
آوای کاروان هر دم زند صلا
هر کس ندا کند ارباب من حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین

گل بوته های یاس رنگین کمان شده
رنگ بنفشه ها چون ارغوان شده
آرامش و قرار از باغبان شده
آوای لاله ها چون الامان شده
هر غنچه وا شود گوید سخن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین

روزی به کوچه ای دستان بسته ای
در پشت در گل پهلو شکسته ای
روزی دگر تن در خون نشسته ای
با ضربه ستور از هم گسسته ای
گردیده اینچنین خونین بدن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین

ما هرچه می کشیم از ضرب کینه است
آغاز بی کسی کوی مدینه است
از آتش در و از سوز سینه است
گویا که اجرت آن بی قرینه است
اینگونه شد که شد غرق محن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین

اینگونه رسم عشق گردیده قائمه
یثرب به ابتدا در طف به خاتمه
گاهی بنفشه گون گه چون شفق همه
آید بدین جهت از کوچه فاطمه
گوید به قتلگاه ای بی کفن حسین
ای عشق عالمین – ارباب من حسین

واحد
پسرم مثلِ گوهر بود    صورتش قرص قمر بود
شیر میدان بلا بود     پسرم سینه سپر بود
ای خدا دردم همینه        اکبرم نقشِ زمینه
دشمنان به من می خندند    ای خدا دلم خزونه
اکبرم تازه جوونه           می کشه پا روی خاکا
بابا رو کرده دیوونه         علی جان علی جان















شام غریبان
زبانحال حضرت زینب (س)
داداش ، ببین قد زینب خمیده
خواب از چشای من پریده ، من ماندم و سر بریده
داداش ، خواهر تو به کی سپردی
کاش منو با خودت می بردی ، تا حالا تازیانه خوردی؟
رفتی نگفتی زینب ، بی تو می شه آواره
رباب و آه و ناله ، از دوری شیر خواره
ببین دارن می دزدن ، گوشواره و گهواره
پاشو سرت سلامت ، بچه ات لباس نداره
حسین غریب مادر
******
داداش ، زینب شده بی سر و سامون
شدیم آواره ی بیابون ، ببین کبوده گونه هامون
داداش ، امون ز دردای نگفته
مصیبتای ناشنفته ، موهات کجا آتیش گرفته؟
شبای عمر زینب ، ببین چه تار و سرده
به دور خواهر تو ، یه عالمه نامرده
کاشکی می شد دخترت ، این روزا رو نبینه
سرت به روی نیزه ، تنت روی زمینه
حسین غریب مادر
یاحسین یاحسین یابن زهرا











مسلم بن عقیل
با وفا و بصیر ، عاشقی بی بدیل
السّـلام علی ، مسـلم بن عقیـل
السّـلام ای سفـیر هدایـت ای شکوه استقـامت
یا حسین بوده تسبیح لبهای تو تا صبح شهادت
یا حبیبی حسین یابن زهرا
******
بسم رب العزیز ، بسم رب الجلیل
منم ای کوفیـان ، مسـلم بن عـقیل
مسلمی که به راه حسین خود دل از کف داده باشد
مـرگ در راه حـق آرزوی مـردم آزاده باشـد
یا حبیبی حسین یابن زهرا
******
با نگاهی بصیر ، با دلی پر شکیب
در امانم من از ، مکر قوم فریب
می دهم سر که از سر بگیرم دولت پایندگی را
تا که احیـا کنـم در دیـار خائنـان آزادگی را
یا حبیبی حسین یابن زهرا
************************














ورود کاروان به کربلا
نفحه ای آشنا ، می رسد بر مشام
کربلا کربلا ، السّـلام السّـلام
کربلا کربلا السّلام ای قبله گاهِ عشق و ایمان
کربلا کربلا السّلام ای وعده گاه جان نثاران
سیدی حسین یابن زهرا
******
عاشق و بی قرار ، غرق شور و نوا
کاروان حسین ، می رسد کربلا
کاروانی که می آید از راه غرق در شور شهادت
آمـده تا کنـد کربلا را کربلایِ عشـق و عـزت
سیدی حسین یابن زهرا
******
استقامت ، وفا ، سیـره ی عاشقـان
همه دریا دل اند ، آسمان آسمان
اهـل این کـاروان تا قیامـت آفتاب عالمیـن اند
همه تا پای جان در طواف چهره ی ماه حسین اند
سیدی حسین یابن زهرا
**********************














حضرت رقیه (س)
اشکهایش گله ، دارد از سلسله
مثل زهرا شـده ، بین این قافله
گرچه با قلب بی تاب و مجروحش اسیرست کنج ویران
می کَنَد سیـل اشک سه ساله کـاخ ظلمـت را ز بنیـان
اَبتا یا حسین یابن زهرا
******
پر کشیده دلش ، با صدای حسین
تا بلندای نی ، در هوای حسین
روز و شب چشم او در طواف روی بابا سوی نیزه
دل او غرق خون گشته همچون موی بابا روی نیزه
اَبتا یا حسین یابن زهرا
******
صبح وصل آمد و ، شب هجران گذشت
می وزد عطر سیب ، امشب از بین طشت
آرزویـی به جـز دیـدن بابای لـب تشنـه نـدارد
از سر غرق خون بوسه ای می گیرد و جان می سپارد
اَبتا یا حسین یابن زهرا
**********************














طفلان حضرت زینب (س)
در نگاهش فقط ، شوق دلداری است
غیرت فاطمی ، در دلش جاری است
آمده تا شـود با تمام هستی اش نذر امامش
مثل زهرا بُوَد دیدنی در راه مولایش قیامش
یا أخا یا حسین یابن زهرا
******
زینبت یا حسین ، فانی این ره است
همه ی هستی اش ، دو ذبیح الّه است
زینبـت آمده با دو اسمـاعیل عاشـق تا منایت
آمده تا شود با عزیزانش در این صحرا فدایت
یا أخا یا حسین یابن زهرا
******
جلوه ها می کند ، باز عشق و جنون
دیدنی تر شده ، لاله در بین خون
پیش چشمان مادر دو جانش جان سپردند عاشقانه
تا کـه آزادگـی و وفـا و حق بمـاند جاودانـه
یا أخا یا حسین یابن زهرا
********************














عبداللّه بن الحسن (ع)
غرق در خاک و خون ، مانده تنها عمو
بی سپـاه و غریب ، بین خیـل عدو
عمه جان بانگ هل من معینش می زند آتش به دلها
می روم تا کـه باشـم فدائـی امامـم بیـن اعـدا
ای عموجان من یابن زهرا
******
وقت جانبازی است ، وقت اعجاز من
دسـت من می شـود ، پر پـرواز من
جز شهادت به راه عموی خود نـدارم آرزویـی
می دهم دست خود را و می گیرم خدایا آبرویی
ای عموجان من یابن زهرا
******
در دل قتلگاه ، غرق در خون رها
لحظه های وصال ، می رسد ای خدا
می زند بوسه تیر عدوی بی حیا بر حنجر من
پدرم آمـده از جنـان حالا کـنار پیـکر مـن
ای عموجان من یابن زهرا

**********************













قاسم بن الحسن (ع)
سوی میدان رزم ، می رود با کفن
بی بدل با شکوه ، قاسم بن الحسن
او که با بانگ حی علی خیر العمل کرده قیامت
در نگاه حسینی اش احلی من عسل باشد شهادت
قاسم بن الحسن یابن زهرا
******
نیست در کربلا ، هیچ کس عین او
أزرق شامی است ، خاک نعلین او
رزم او مثل طوفان بابایش حسن در نهروان است
او شبیه عمویش اباالفضل بی نظیر و پهلوان است
قاسم بن الحسن یابن زهرا
******
شده بی طاقت از غصه های حسین
می رود جان دهد ، در هوای حسین
با لب تشنه جان دادن آخر سرنوشت این یتیم است
بر زمین مانده جسم نحیفش داغ این لاله عظیم است
قاسم بن الحسن یابن زهرا
****************************************














حضرت علی اصغر (ع)
دست بابا شده ، عرش پرواز تو
شده حالا علی ، وقت اعجاز تو
با صدای رجز گریه هایت محشری در کربلا شد
لـب خشکیـده ی تو گـواه غربـت خـون خدا شـد
لالایی ای علی اصغر من ، لالایی ای گل پرپر من
******
لب تو پرپر و اشک تو جاری است
یار آخـر ببین ، موسـم یاری است
تشنه ای تشنه کام شهادت ای گل شش ماهه اصغر
آنقدر گریه کردی که بابا سوی میـدان بردت آخر
لالایی ای علی اصغر من ، لالایی ای گل پرپر من
******
روی دست پدر ، حاجتت شد روا
علی اصغـر ای محـسن کربـلا
بسته تیر سه شعـبه دخیلی ناگهـانی بر گلـویت
بی حسابی دگر با دو چشم غرق در خون عمویت
لالایی ای علی اصغر من ، لالایی ای گل پرپر من
****************************************














حضرت علی اکبر (ع)
در جمال و جلال ، همچو پیغمبری
رأفتت فاطمـی ، هیبتت حیـدری
با صـدای اذان تو هر قلبـی گرفتـه نور بی حـد
هر طرف می روی می بری همراه خود بوی محمد
علی بن الحسین یابن زهرا
******
لحظه های وداع ، موسم رفتن است
یا که وقت جدائیِ جان از تن است
می روی و به همراهت اکبر پر کشیده جان بابا
قـدری آهستـه تر هسـتی من سـوره ی قـرآن بابا
علی بن الحسین یابن زهرا
******
کربلا پر شد از ، بوی پیراهنت
شده قـرآن من ، آیه آیه تنـت
گرد تو در طواف، تیغ و نیزه یابن یاسین یابن طاها
پیش چشمان غـرق به خونم پیکرت شد ارباً اربا
علی بن الحسین یابن زهرا
********************
نوحه علی اکبر(ع)
ای علی جان ای امید قلب زارم
از غمت شبه پیمبر بی قرارم
قامت من را شکستی    تا که تو در خون نشستی
یا علی اکبر(۴)
چشم خود وا کن تو ای خون بر دو دیده
میوه‌ی قلبِ‌ مرا آخر که چیده؟
در کنارت غصه دارم       سر ز جسمت بر ندارم
یا علی اکبر(۴)
دشمنان چشمان خود را بر تو بندند
من کنم ناله ولی آنها بخندند
لاله گونِ چاکِ چاکم         سرو افتاده به خاکم
یا علی اکبر(۴)

حضرت اباالفضل العباس (ع)
می بری درد و غم ، با نگاه از دلم
ساقی کربلا ، ای پنـاه حـرم
با حضـور تو غـم در دل اهـل حـرم راهـی ندارد
شب کرب و بلا جز تو ای ماهِ حسین ماهی ندارد
ای پناه حرم یا اباالفضل ، تکیه گاه حرم یا اباالفضل
******
چه شد ای با وفا ، علم و مشک تو
شده دریای خون ، چشم پر اشک تو
با نگـاه رئوفـت چه کرده تیر دشمـن ای برادر
شده از تن جدا آن دو بازوی رشیدت یابن حیدر
ای پناه حرم یا اباالفضل ، تکیه گاه حرم یا اباالفضل
******
رفتی و پر شد از ، بی کسی کربلا
رفتی از دستم ای ، ماه مشکل گشا
بعد تو ذکر لب های زینب ناله ی أمـن یجیب است
بعد تو کهنه پیراهنی در دست مولای غریب است
ای پناه حرم یا اباالفضل ، تکیه گاه حرم یا اباالفضل
********************














شب عاشورا
آیه های حضور ، می وزد از خیام
همه در خیمه ی عشق علیه السلام
هر کسی آمده نقـد جان آورده نـذر عشـق زینب
محفل شوقِ السابقون السابقون است در دل شب
یا امیری حسین یابن زهرا
******
در وفا بی رقیب ، حُرّ و جُوْن و حبیب
نـافِـع بـن هـِلال ، عابِـس بـن شَبـیب
مثل کوه استوار، با صلابت، مثل دریا بی نهایت
همه آمـاده ی جـان فشـانی، تشنـه ی جام شهـادت
یا امیری حسین یابن زهرا
******
بی بدل بی نظـیر ، با درایـت بصیر
وهب و حنظله ، قیس و عون و بشیر
همه دریـا دل و با شکوهـند پر تلاطـم مثل طوفـان
تا نفس باقی است نیزه در دست می خروشند بین میدان
یا امیری حسین یابن زهرا
******
دل به حـق داده و دل بـریده ز غیـر
اَنس و مالک و زِید و سَعد و زُهیر
در هوای حسین سر سپردن سیره ی این عاشقان است
کمترین هدیه ی جان نثارانِ حسینی بذل جان است
یا امیری حسین یابن زهرا
******************






شام غریبان
زینب و بی کسی ، زینب و اشک غم
چشم پر ناله اش ، روضه خوان حرم
نینوا شعـله ور می شـود از شعـله های آه زینـب
سر غرق به خون حسین است روی نیزه ماه زینب
یابن زهرا حسین یابن زهرا
******
چهره هـا نیلـی و دیده هـا لاله گون
خیمه ها شعله ور ، کربلا غرق خون
همه ی هستی آل زهرا یک شبه گردیده غارت
اهل بیت پیمـبر کجـا و داغ سیلی و اسـارت
یابن زهرا حسین یابن زهرا





















نوحه شب دوم- ورودیه
برادر این چه دشت و کدامین سرزمین است
که در هر گوشه تنها مصیبت در کمین است
وای  آمده بر دل نوایی
سرزمین پربلایی
می رسد بوی جدایی
یا اخا یابن الزهرا

من از قران زهرا همین یک سوره دارم
به هفده آیه تو قسم دلشوره دارم
وای  پیش چشمم دگربار
زنده شد درب و دیوار
روضه خون مسمار
یا اخا یابن الزهرا

چه استقبالی از ما به جا آورده کوفه
ندانم این سپاه از کجا آورده کوفه
وای  این همه تیر و شمشیر
چله های پر از تیر
کارمن آه شبگیر
یا اخا یابن الزهرا
************************************



نوحه شب سوم- رقیه
غریبانه که منزل  دراین ویرانه کرده ؟
که بوی آشنایش مرا دیوانه کرده
وای عمه بابا رسیده
با لبان دریده
با گلوی بریده
ابتا یابن الزهرا

زیک سو ظلمت شب زیک سو دیده کم سو
ولی من می شناسم تورا با عطر گیسو
وای  ازسرت بوسه گیرم
اولین طفل پیرم
امشب از غم بمیرم
ابتا یابن الزهرا

اگر چه غرق خون و پر از خاکستری تو
هنوزم از تمام فلک زیباتری تو
آه  ای پدر اکبرت کو
علی اصغرت کو
یل آب آورت کو
ابتا یابن الزهرا
************************************



نوحه شب چهارم- دو طفلان زینب
تمام هستی من فدایت جان زینب
بلا گردان اصغر شده طفلان زینب
آه کن قبول ای سلیمان
هدیه هایم حسین جان
به فدایت دوطفلان
یاحسین یابن الزهرا

خدایا درد خود را به جز تو با که گویم
کمر بسته عدویم بریزد آبرویم
آه به فدای سرتو    
هم سر و پیکر تو   یاحسین خواهر تو
یاحسین یابن الزهرا

همه یارانم اینجا همیشه یاورم کو
رسیدم خیمه اما خدایا خواهرم کو
آه  دسته گلهای پرپر
تن این دو برادر
اربا اربا چو اکبر
یاحسین یابن الزهرا

******************************



نوحه شب پنجم-عبداله بن حسن
اگر چه در نثارت سری قابل ندارم
مگر من چون یتیمم عمو جان دل ندارم
آه   دل زهستی بریدم
غربتت را چو دیدم
سوی مقتل دویدم
ای عمو یابن الزهرا

گلی بی باغبانم ولی از سایه تو
تو قرانی و من یک ز هجده آیه تو
وای  جان من شد نثارت
مقتل من کنارت
بهتر است از اسارت
ای عمو  یابن الزهرا

به خیمه تا که دیدم پریده رنگ زینب
یقینم شد عمو جان که افتادی زمرکب
وای  چه شود پیکرت وای
چه شود حنجرت وای
روی نیزه سرت وای
ای عمو یابن الزهرا

********************************


نوحه شب  ششم- قاسم ابن حسن
یتیم لشکر من چه آمد برسر تو
نشان سم مرکب تمام پیکر تو
آه ای گل یاسمن وای
پاره پاره بدن وای
یادگار حسن وای
قاسم بن الحسن وای

زره پوشیده ها را هزاران پاره شد تن
توکه جوشن نداری واویلا بر تو و من
آه زنده یاد جمل شد
رفتن تو مثل شد
بر لب تو عسل شد
قاسم بن الحسن وای

زبس گلچین زده داس به جسمت ای گل یاس
که جسم کوچک تو شده هم قد عباس
آه ای حنا بسته با خون
با سرو روی گلگون
دیده ام گشته هامون
قاسم بن الحسن وای
********************************



نوحه شب هفتم- علی اصغر
برو همراه بابا گلم پرپر نگردی
زبانم لال علی جان مبادا بر نگردی
آه  می بری از برم وای
گل نیلوفرم وای
علی اصغرم وای
علی لای لای علی جان

بخند ای غنچه من که آمد باغبانت
پدر آمد که آبی رساند بر دهانت
وای تو خموش از نوایی
روی دست بابایی
رفته زیر عبایی
علی لای لای علی جان

نمیدانم عزیزم چرا دلشوره دارم
نباشی عازم جنگ ولی من بی قرارم
وای پرشده این حوالی
این صدا با چه حالی
شده گهواره خالی
علی لای لای علی جان

*********************************


نوحه شب هشتم- علی اکبر
زپا افتاده بابا علی اکبر تو
تنم شد اربا اربا فدایی سر تو
وای  ای پدر حیدرت رفت
لاله پرپرت رفت
شبه پیغمبرت رفت
یاحسین یابن الزهرا

صدایت کردم اما  سراپا اضطرابم
مبادا دیدن من بگیرد جان بابم
وای   بر سر پیکر من
آمده در برمن
فاطمه مادر من
یا حسین یابن الزهرا

پدر جان در همان دم که افتادم ز مرکب
شنیدم ناله های زنی با عطر زینب
وای   خنده کوفیان و
عمه قدکمان و
بین نامحرمان وای
یا حسین یابن الزهرا

********************************


نوحه شب نهم- حضرت عباس
علمدار رشیدم شکستی و شکستم
ببین بی دستی تو جه کاری داده دستم
وای تا کنارت رسیدم
تا دو دست تو دیدم
ازغم تو خمیدم
یا ابالفضل ابالفضل

گر از جا برنخیزی  بدان کارم تمام است
ببین خیل حرامی روان سوی خیام است
وای بعد ما ای برادر
ای امیر دلاور
چه شود حال خواهر
یا ابالفضل ابالفضل

**********************************
فلک حیران و مات مرام و مذهب تو
دهد شرح وفایت ترکهای لب تو
وای با دو چشم زخون تر
دیده ای عکس اصغر
روی آب ای دلاور
یا ابالفضل ابالفضل

*******************************

نوحه شب دهم- عاشورا
کمی آهسته تر ای قرار جان زینب
به دنبالت روانم سر و سامان زینب
آه لحظه آخرت وای
بوسه از حنجرت وای
ناله خواهرت وای
یا اخا یابن الزهرا

چه بی صبر و قراری برای نیزه خوردن
که نشناسی سر از پا برای جان سپردن
وای دیده ام پرستاره
در قفایت نظاره
بادل پرشراره
یا اخا یابن الزهرا

دگر عمرم پس از تو نگردد طی برادر
الهی پیش مرگت  شوم من ای برادر
وای به فدای سرتو
غرق خون پیکر تو
ناله آخر تو
یا اخا یابن الزهرا




:: مرتبط با: اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: نوحه های دهه اول محرم , متن نوحه های محرم ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : دوشنبه 20 مهر 1394
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.