تبلیغات
ماه تی تی (سایت محمدعلی صنیعی) - سرگذشت نوحه «بهر فتح کربلا بـا کاروان - می رود این لشکر از مازندران» در لشگر ویژه 25 کربلا + لینک دانلود
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

پس از پیروزی های غرورآفرین رزمندگان جان برکف اسلام در سال های 60 و 61، انتظار مردم از نظام بالا رفته و مترصد آزادسازی کامل خاک میهن اسلامی و تنبیه کامل متجاوز بعثی و ترجیحاً صدام ملعون و پشیمان سازی استکبار جهانی برای همیشه از تفکر تجاوز به ایران اسلامی بوده اند.شعار آزادسازی عراق از لوث وجود بعثی ها و مشخصاً عتبات عالیات که آرزوی دیرینه شیعیان ایرانی بوده، منجر به اعزام نیرو به شکل کاروانی و مشخصاً به نام «کاروان کربلا» شده بود.

مازندران نیز طبق معمول پیشتاز این حرکت محسوب می شد و در یک فراخوانی گسترده، یکی از پرشورترین اعزام های کاروانی را تحت عنوان «کاروان کربلا» به نمایش گذاشت.

این کاروان که از چالوس (آن زمان مرکز فرماندهی منطقه 3 سپاه گیلان و مازندران بود) اعزام می شد، با اجرای حماسی شعری همراه شد که امروز به عنوان سمبل دلاور مردی های مازندران در دفاع مقدس 8ساله محسوب می شود.

* شعر کاروان کربلا، اولین شعر حماسی ای بود که سرودم

این نوحه حماسی اولین نوحه حماسی ام برای دفاع مقدس بوده که در سال۶۳سروده شد و یکی از پاسداران مداح مازندرانی به نام «عسگری اسماعیل پور» اهل بابل، آن را به زیباترین شکل ممکن اجرا کرد و با کلیپ دویدن رزمندگان در شهرهای مازندران، بارها از سیمای شبکه های استانی و سراسری پخش شد و سمبل حضور مازندران در جنگ محسوب می شود.

* شعر کاروان کربلا

بهـــر فتــــح کــربـــــــلا بـا کــاروان

می رود ایــن لشـــــــکر از مــازنــدران

پـر امیـــد و پـرنشــــاط و پـرتـــوان

می رود ایــن لشـــــــکر از مــازنــدران

ای بسیــــج جـان بـه کـف، ای جـان نثـــار

مـــژده فتــــح و ظفـــر را کـن شعـــــار

بهــــر رفــــع فتنـــــــه هــا در آن دیـــــــــار

روبـه سوی جبهــه هـا شو رهسپـــار

غـم مخـــور هــرگـــز سپـــاه عاشقــــــان

می رود ایــن لشـــــــکر از مــازنــدران

رزم تـــــان بـا خصــم جنـــگ افـــــروز دون

شـد مصـافـی بـی نظیـر در شط خـون

دشمــن از عـــزم شمــا گیــــرد جنـــــون

تهنیـــت بــادا شمــــا را ای قشـــــون

مفتخـــــــر روح خــــــــدا بر ســــالـــــکان

می رود ایــن لشـــــــکر از مــازنــدران

عــاشقــان اینــک زمـــان هجـــرت است

مـوسـم پیـــکار و عــزم و همـت اسـت

رزم تـــــــان مصـــداق نـاب غیـــرت اسـت

فتـــح و پیـــروزی نشـــان عــزت اسـت

کـــــــــربـــــلاچشـــم انتــــظار زائــــــران

می رود ایــن لشـــــــکر از مــازنــدران

گشتـــه احیــــــــاء بــار دیــــــگر رزم مــا

شهــر مـا پـر ولــولـه شد زیـن صفــــا

در ســرم افتــــــاده شـــور کــــــــــربــــلا

کــوی و بــرزن دارد اینـک نغمــــه هـا

همــــــره خیـــل عظیـــــم رهـــــــــــروان

می رود ایــن لشـــــــکر از مــازنــدران

بـا شهیــــدان بستــه ایم پیمـــان جنگ

سوی میــدان می رویم مـا بی درنگ

ســـازش مـا بـا عــــــدو بـاشد چـو ننگ

بـر زمیــن هـرگــز نمی مـــاند تفنــــگ

بهــــر نـابـــودی دشمـــــن بـی امــــــان

می رود ایــن لشـــــــکر از مــازنــدران

بعــد از ایـن هـم از دیــــار عـاشقـــــان

کــــــاروانــی از پـی ایـن کـــــــاروان

می رود از خطـــــــه مـــــــازنــــدران

تـا بگیــــرد انتقـــــام از غــاصبـــــان

کــــــــربـــلا بــاشد هم اکنـون میــزبـان

می رود ایــن لشـــــــکر از مــازنــدران

* شعر را به مادر یکی از رزمندگان سپردم


نکته جالب توجه و معجزه آسا در این قضیه اینگونه بود که من و آقای اسماعیل پور از قبل اصلاً همدیگر را نمی شناختیم و من غروب روز قبل از اعزام در حال و هوای خاصی که به من از سر دلتنگی دست داه بود، این شعر حماسی را برای دل خودم سرودم و در جیبم گذاشتم و به طور اتفاقی پس از بازگشت از نمازجماعت مسجد جامع، متوجه شدم یکی از دوستان نیز با این کاروان اعزام می شود. به خانه اش رفتم اما او در منزل نبود. من شعر را به مادر گرامی اش تحویل دادم که اگر برگشت به او تحویل دهد تا هر کجا خواست از آن استفاده کند. مادر، در حالیکه می گفت او قبل از من به چالوس رفته به اصرار من، کاغذ را گرفت.

* نمی دانم چگونه به دست اسماعیل پور رسید

چند روز بعد، یکی از دوستان مداح امیرکلایی ام به نام آقای مجازی به من گفت: «شعر آقای اسماعیل پور را شما سرودی؟!» باتعجب گفتم: «چنین فردی را نمی شناسم!» ولی او گفت: «من می شناسم اش و مطمئنم که شعری را که خوانده، شعر شما بوده که تلویزیون مازندران هم تا الآن بیش از 10بار آن را پخش کرده و نام شما (صادق) تخلص این نوحه هست.»

کمی شک کردم اما چون مطمئن نبودم، نپذیرفتم. شب به طور اتفاقی شاهد پخش این شعر از تلویزیون مازندران شدم و متعجب شدم که این شعر چگونه به دست آقای اسماعیل پور رسیده.

* اسماعیل پور، مبهوت شعر شد

بالاخره بعد از چند ماه که من و اسماعیل پور موفق به شناسایی هم شدیم، تعریف می کرد: «ما در ستاد منطقه3 هاج و واج نشسته بودیم و نوحه های مختلف را مرور می کردیم و هیچکدام را برای این کاروان مناسب نمی دیدیم و در حالی که درب اتاق هم قفل بود، دیدیم کاغذی از زیر درب به داخل آمد و ما با بی حوصله گی آن کاغذ را گرفتیم که با دیدن نوحه ای با همان نام و محتوای حماسی مبهوت مان کرد و ناخواسته همه صلوات فرستادیم و مصوب شد که همان نوحه اجراشود.»

* سبک شعر را متوجه شده بود

نکته جالب تر اینکه من این نوحه را روی آهنگ یکی از نوحه های آقای کویتی پور گفته بودم و به طور عجیبی، آقای اسماعیل پور هم به این نتیجه رسید که این نوحه را با همان آهنگی که من برایش انتخاب کرده بودم، اجرا کند.

* شعری که باید خوانده می شد

بعد ها دوست رزمنده ام نیز گفت که برای گرفتن وسیله ای که جا گذاشته بود به منزل برگشت و مادرش این نوحه را به او سپرد و او هم فقط موفق شد که کاغذ را از درب اتاق روابط عمومی به داخل بفرستد.

* هنوز به اسماعیل پور شعر می دهم

البته این نوحه سر آغاز همکاری تنگاتنگ من و آقای اسماعیل پور در طول جنگ و تا هم اکنون شده است تا جائی که شعر های تمامی اعزام ها را بنده می سرودم و ایشان اجرا می کرد که مطلع بعضی از آنها که بلا استثنا از تلویزیون مازندران پخش می شد، عبارتند از:

توانمندیم جوانان برومندیم

به امید زیارت بار می بندیم

بسیج آماده باش است

عدو را خوف از این بیدارباش است

ز لب ندا می دهد این قافله

نیست دگر تا به ظفر فاصله

ما ز ره سخت گذر کرده ایم

صلح بود ننگ در این مرحله


* 5000 شعر حماسی سهم شاعر کاروان کربلا

در مجموع از ابتدا تا انتها و تا کنون، بالغ بر 5000 شعر حماسی و محزون برای اعزام و مراسم عزاداری و وداع با شهدا و شب شعر و غیره در موضوع جنگ شعر سروده ام که متأسفانه به غیر از تعداد معدودی مابقی در اختیارم نیست و مداحان نیز بارها قول داده اند اما برای تحویل اشعار به اینجانب همت نکرده اند.

«برای استماع و دانلود نوحه ی زیبای کاروان کربلا، اینجا را کلیک کنید.»


:: مرتبط با: شهداء , دلنوشته ها ,
:: برچسب‌ها: بهرفتح کربلا با کاروان ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : پنجشنبه 21 خرداد 1394
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.