تبلیغات
ماه تی تی (سایت محمدعلی صنیعی) - معرفی عباس معافی فرمانده و جانباز دفاع مقدس
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

شب گذشته در یک جمع خانوادگی در خدمت حاج عباس معافی بودیم کسیکه ماههای زیادی در جنگ حضور داشت در گردانهای پیاده و همچنین در گردانهای زرهی از جنگ تعریف می کرد از اینکه سه تانک اندازه یک گردان پیاده قدرت رزمی و تأثیرگذاری عملیاتی دارد او می گفت ما همیشه سعی می کردیم برای شکار تانکهای دشمن شنی تانکها را بزنیم تا بتوانیم آنرا تعمیر کنیم اولین باز تجهیز زرهی سپاه با تانکهای غنیمتی بود.
 اهل روستای برگه است
گوشش سخت شنوا بود و البته برای رزمنده زرهی آنهم فرمانده گردان چیز دور از ذهنی نبود. اهل خانواده می گفتند مجروحیت وی بسیار سخت بود و او با سوختگی شدیدی دست و پنجه نرم کرد هم اکنون هم بعضا" بیمار و راهی بیمارستان است از استخوان درد رنج می برد و از تنگی نفس رنج می برد راوی فتح است و همراه کاروانها راهیان نور  چند سال قبل در مناطق عملیاتی او را زیارت کردم
 بد ندیدم دوستان با این رزمنده  دفاع مقدس آشنا شوند
به ادامه مطلب بروید

مردی سبزه رو با موهای سفید, قدی نسبتا کوتاه, رفتار و کردارش با خودش هم نواست, ولی ببخشید به قول خودمون بچه بامرام!
همچنان فکر و خاطرات جبهه را دارد ,درست است کمی با صراحت و تند حرف می زند اما دلی به اندازه ی  دل گنجشک دارد, مهربان و ساده
برخورد گرمی با همه دارد انگار ما را از قبل می شناسد, قدم زنان به طرف دوستان خود می رود بعد مدتی از اشخاص سوال ما را می کند که فعلانی کیست و بچه ی کیست ؟
بعدلحظاتی  دوباره خوش و بش می کند, حاج عباس است دیگر...
همیشه می نالد, همیشه انتقاد می کند, و همیشه گریه ...
امکان ندارد باهاش همراه شوی و خصوصیات گفته شده را اجرا نکند
عکسی در منطقه عملیاتی
چه مشکلی دارد ؟از مال دنیا می گوید ؟ مشکل جسمی دارد ؟ یا ....
جوونی به سنو قامت من وتو در اولین افکار خود با خود این را زمزمه می کند فعلانی بیمار است و هنوز هم در حال و هوای جنگ است دوران دوران ارتباطات هست اینها همچنان از هشت سال جنگ می گوید جوانی می گفت: از کجا معلوم جنگی درکار بوده است ما که ندیدیم اینها همه برای مال دنیوی است
ما را به چه دانستن این داستانها!؟
حق دارد اصلا خودم نسل من تو  ندیدیم و نمی دانیم به کجا و چه راهی می رویم
در روزگاری که من و تو در لالایی مادر  و یا بر دانستن دست و پای خود تو فکر فرو می رفتیم در روزگاری که خود را عاجز راه رفتن می دونستیم و کمی هم بالاتر در روزگاری که دوستان به مدو قیافه روز فکر می کردند
مردانی بودنند به عشقو مد و خانواده  و... فکر نمی کردنند
مردانی از جنس شجاعت و جوانوردی, رفتنددر سرزمین خون با جان و دل مبارزه کردنند و در آخر بعد از چند سال با صورت و تنی سوخته و یا  جسمی  از استخوان و یا هرگز به روستامون برنگشتند...
بخند جوان بازم بخند ! وبگو جنگ و اینها بیمار هستند!
می نالد می گرید و پافشاری می کند برای چه؟ برای کی ؟
در صحبتهای خود همیشه با چشمانی اشک بار خاطرات را زنده می کند صحبت می کند, خاطره می گوید خاطرات مردانی بی ادعا که رفتندو ماندگار شدند
چرا می نالد و همیشه انتظار یاد و راه شهدا را  از مردم دارد؟
 حاج عباس راست می گوید در روزگاری که جوانان ریز مسائل خانوادگی خواننده های خود را در ذهن خود می پرورانند و از سیرتا پیاز آنان را می دانند
نشده و انقدر در خواب عمیقی هستیم که حتی جمله ای از وصیت نامه و یا ... شهدا را به یاد نداریم
چه کردیم و چه شدیم و به کجا چنین شتابان در حال حرکت هستیم
از بحث گذشتیم حاج عباس رو می گم حاج عباس معافی,  همیشه یک جمله ای رو با خود زمزمه می کرد: میگه اونهایی که بازموندن لیاقت شهید شدنو نداشتن و اونهایی که رفتند آدمهای پاک و مومنی بودند و خداوند ماها رو برای درست شدن زنده نگه داشته است
مردی که همیشه قابل احترام, خیلی کم می توان او را ملاقات کرد بیشتر در خانه خود احساس آرامش دارد(منطقه ی عملیاتی)
عکسی در منطقه عملیاتی به همراه کاروان روستا
حاج عباس می گفت: برای شهدامون چه کارا کردیم به جز خود را به شهدا چسبوندیم و برای منافع خود پافشاری می کردیم!
راست می گوید در روزهایی که فقط و فقط از شهدا چندتا عکس و پوستر رو نشون دادیم و دیگر هیچ!
عکسی دیگر از حاج عباس معافی
عکس حاج عباس معافی در تصویر دیگر
بماند دیگر حرفی نداریم باشد منافع و امور دنیوی برای عده ای که از نام شهدا سو استفاده می کنند
باشد برای آنهایی که پشت ریش شون پنهان شدن وحرف از شهدا و ... می زنند
 اما هستند مردانی که هنوز در ادامه ی راه و مسیر شهدا گام بر می دارند و خود را فدای این راه می کنند
هستند مردانی که قدر آنان را نمی دانیم و نخواهیم دانست؟
حاج عباس رو می گم حاج عباس
با آرزوی سلامتی برای حاج عباس معافی و خانواده 

 




:: مرتبط با: شهداء ,
:: برچسب‌ها: عباس معافی ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : یکشنبه 2 آذر 1393
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.