تبلیغات
ماه تی تی (سایت محمدعلی صنیعی) - اشعار ارتحال امام خمینی(ره)
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

اشعار ارتحال امام

ای روح بلند عارفانه           فریاد رسای این زمانه

با نام تو نامه رهایی           گردید روان به هر کرانه

این قرن به نام تو مزیّن           گردیده دگر همه فسانه

از نام ‌تو شعر و عشق و عرفان           زد بر دل عاشقان جوانه

اندوه و غم ات مرا شکسته           تا کرد اَجل تو را نشانه

داریم به دل غم فراغت           با آن همه گریه شبانه

خود سینه به آتشی سپردست           کز هجر تو می کشد زبانه

کی یاد تو می رود زخاطر           خرداد بود فقط بهانه

تا اشک زچشم خود فشانم           با خواندن شعر و هم ترانه

بعد از تو همیشه سرد مانده است           هم شهر و همی درون خانه

باشد زغم جدایی تو           هر لحظه به هر کجا نشانه

فریاد زند زجان جماران           چون پیر نشد به آشیانه

در آتش غم نشسته تهران           از خطّ شمال تا خزانه

زآنروی که چهره امام اش           پنهان شده نیست در میانه

رفته است خمینی از بر ما           کی می رود از دل آن یگانه

صابر به شفاعتش امیدی دارد           به جهان جاودانه

رحلت آقا خمینی گریه کن

گریه کن ابر بهاری گریه کن        با من از این سوگواری گریه کن

دل ندارد طاقت هجران او           با دل من خود به یاری گریه کن

در فراق چهره مولای خویش           نایداز من هیچ کاری گریه کن

چون دهم شرح غم اش را با کسی      تا همیشه، سوگواری گریه کن

دل به عشق اش داده ام دلداده ام    بهر این دل، دلفکاری گریه کن

می رسد خرداد و داداز یادِ او           کی توانم بردباری گریه کن

سالیانی می رود بی روی او           برجهان و نابِکاری گریه کن

دست ما از دامنش کوتاه شد           زان ما شد بی قراری گریه کن

صابر از دل کی رود اندوه او           در عزایش غصّه داری گریه کن

از خمینی درس دینداری بگیر           برچنان صبر و صبوری گریه کن

محمدتقی صابری

 

دل همه شب زدیده ام می طلبد نشانه ات

ای زده خلق عالمی حلقه به گرد خانه ات

بانگ بلند شادیم از دل آسمان گذشت

تا زدرم درآمدی، با لب پر ترانه ات

مجمر تار سینه ام، رنگ سحر گرفته است

از نفس گرامی و نغمۀ عاشقانه ات

خورده به روی دشمنان سیلی پر صلابتت

مانده به پشت حاسدان سرخی تازیانه ات

خیز كه شور گریه كی راه به خواب می دهد

تا كه زداغ بی كسی سر بنهم به شانه ات

در صف دلشكستگان قاصد صد بهانه ام

ای دل و جان خسته ام ، قاصد بی بهانه ات

منبع : كتاب مرید نگاه ( مجموعه شعر شاعران استان ایلام ) به كوشش : علی ادیب

 

بر دل من چو می نهی داغ فراق خود چه غم

هر چه نهی بنه كه من سر با رضات می نهم

خون جگر چه می شود، كاسه به كاسه سر به سر

از سر مژه می چكد ، قطره به قطره نم به نم

جور و جفای عالمی دیده به دیده دل به دل

می كشم از برای تو لحظه به لحظه دم به دم

بغض به سینه می رود پهنه به پهنه لب به لب

اشك زدیده می رود چشمه به چشمه، یم به یم

همچو هزار در غمت شاخه به شاخه، گل به گل

ناله زدل برآورم سینه به سینه، دم به دم

بر سر زلف عقده با حوصله شان می كشم

حلقه به حلقه مو به مو، طره به طره خم به خم

 

این دل امشب آتشی انگیخته ست

شوق را با سركشی آمیخته ست

چشم بیدار من امشب ریخته ست

سوگوار اشكهای ریخته ست

آسمان بوی اجبات می دهد

بس كه قندیل دعا آیخته ست

«بازهم دست نوازش دیر كرد

گریه ما را سخت غافلگیر كرد»

 

ای بخواب نرم ساحل ساخته

بادبان بازگشت افراخته

در شتاب آهنگ موج و باد و بحر

لنگر تردید را انداخته

در حصار رشتۀ شمشیرها

زهرۀ مردانگی را باخته

«سر برآور زخم تیغ ما ببین

رشتۀ آه و دریغ ما ببین»

 

این ولایت شهرۀ افسانه هاست

خاك گمنام قلندر خانه هاست

پارۀ پیراهن خونین او

بیرق آباد تمام شانه هاست

در هجوم منجنیق دردها

بهترین آبادی ویرانه هاست

«حیف! دستان شما آسوده شد

با غلاف تیغها آلوده شد»

زنده می داریم آن آشوب را

موجهای سخت ساحل كوب را

بیرق اندیشۀ خود می كنیم

ما وصیتنامۀ آن خوب را

تارها سازیم از چنگال كفر

آرزو آباد آن محبوب را

«كربلا بغض گلوی ما شده

خون ما آب وضوی ما شده»

 

به خون نشسته شفق از به خون نشستن تان

پرنده در عجب از این زتن گسستن تان

نداشت چینی تان لحظه ای سكوت و قرار

پیام خویش رساندید با شكستن تان

شما به قصد اقامت نرفته اید در خاك

چرا كه لاله دمد از دوباره رستن تان

هزار نكته بیاموخت از استواریتان

چو دید صخره بدینگونه عهد بستن تان

به قاب دیده و دل عكس جان و یاد شما

اگر جه مانده به نیزار خاك و خس تن تان

چراغ قرمز ننگ و چراغ سبز جنون

دو راه « ماندن» و « از خویش دست شستن تان »

خبر رسید پلاكی به شهر رجعت كرد

اگر چه بعد شهادت ندید كس، تن تان

 

نوحه سینه زنی «ای خمینی رهبرم»

شد تنم سر تا به پا غرق عزای سرورم - ای خمینی رهبرم

***

از فراقت در دلم شوری دگر پیدا شده

از غمت گریان ملک، گریان بنی الزهرا شده

با سرم جانم فدایت من کنم، ای اخترم - ای خمینی رهبرم

***

راه تو راه حسین و راه پیغمبر بود

ملت از روی فراقت دائماً مضطر بود

بر سرت گریان حسین و اکبر و پیغمبرم ای خمینی رهبرم

***

ملت اندر شور تو یکدم عزایت می کنند

اشک چشم و خون دل هردم به پایت می کنند

کوچکم تا من کنم توصیف تو ای سرورم ای خمینی رهبرم

***

دم به دم لحظه به لحظه ملتت یاری کنند

چون کبوترها برایت گریه و زاری کنند

رفتی از دار جهان، قربان ماه انورم ای خمینی رهبرم

***

مکه و کرب و بلا از بهر تو لرزان شده

در جماران جلوه ای از پرتو رحمان شده

جان من قربان تو، نور دو چشمان ترم ای خمینی رهبرم

دنیا ز سوز غم برای رهبرم لرزان شده

مهمان شهدا امیر ضعیفان است

 

----------------------------------

کرب و بلا آماده ی مهمانی رهبر بود

در انتظار او حسین و قاسم و اکبر بود

از سوز غم در هجر او مولای من حیدر بود

جن و ملک گریان از سوز هجران است

***

امشب تن پاک خمینی در کنار شهدا

در سرزمین عاشقان پاک راه انبیاء

امشب برای رهبرم گریان شده ارض و سما

کلبه ی محرومان خاموش از این حال است

***

ای رهبرم ای تاج سرم - امشب کجائی

پیش حسین و فاطمه - پیش خدائی

ای مهدی صاحب زمان - کن سوی ما رو

غم یجیب المضطر اذا دعاه - و یکشف السوء

ملت ما با شور و شین - غرق عزا شد

کشور ما ایران ما - کرب و بلا شد - امشب کجائی

امروز گلی گم کرده ام - می جویم او را

به هر گلی که می‌رسم - می بویم او را - امشب کجایی

در راه دین و انقلاب - از جان گذشتی

راه تو راه انبیاء - از خود گذشتی - امشب کجایی

 

بخدا بازدلم گرفته از همه شعرای نگفته

غمی که تو دلم نهفته

شب بارونیه جماران این خبر زد شرر به ایران

پرکشید پیر می گساران

غم تو دلا حجله می بست

روح خدا بخدا پیوست

پیر خراباتیان / رهبر آزادگان

چشم و چراغ ملت ایران بار سفر بست و رفت

نائب صاحب الزمان  / خمینی مهربان

چشم و چراغ ملت ایران بار سفر بست و رفت

تواین مصیبت ؛  با چشم گریون ؛ بازم میخونم :

لایوم کیومک ثارالله حسین اباعبدالله

ـــــــــــــــــــــــــــــ

نوای غم بدل می شینه دل صاحب زمان حزینه

میزنن  عاشقان به سینه

گل زهرا صاحب عزا شد همه ایران کرببلا شد

آسمونا پر از نوا شد

غم تو دلا حجله می بست

روح خدا به خدا پیوست

تشییع جسم امام / عجب شده ازدحام

چشم و چراغ ملت ایران بار سفر بست و رفت

با عزت و احترام / بدرقه شد با سلام

چشم و چراغ ملت ایران بار سفر بست و رفت

تواین مصیبت ؛  با چشم گریون ؛ بازم میخونم :

لایوم کیومک ثارالله حسین اباعبدالله

سبـــك (جهت دانلود كلیك كنید )




:: مرتبط با: اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: اشعار ارتحال امام خمینی(ره) ,
ن : محمدعلی صنیعی
ت : سه شنبه 13 خرداد 1393
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.